designer product و طراحی برند شخصی سازی شده

034ac4b6 96b5 42f5 99ee 994c7b88a457 1024x500

طراحی محصول Design Productدانشی نسبتا پیچیده است؛ که با ترکیب خلاقیت، روشهای حل مسئله، دانش طراحی، تولید و مهندسی، تحقیقات بازار و… دست به کیمیاگری میزند و محصولی جذاب، کاربردی و مورد پسند مشتریان را ارائه میدهد.

در عمل اگرچه ساخت یک محصول جدید و عرضه آن به بازار، از بخشهای حیاتی گسترش یک کسبوکار است؛ اما تجربه ثابت کرده است که طراحی موفقیتآمیز یک محصول به ندرت رخ میدهد. همین پیچیدگیها باعث میشود که برای انجام این فرآیند به متخصص طراح محصول designer Productنیازمند باشیم.

با این وجود در کسبوکارهای کوچک و استارتاپها، بنیانگذاران کسبوکار بهتر است درباره اصول طراحی محصول اطلاعات کافی داشته باشند. چراکه این افراد اولین کسانی هستند که تلاش میکنند تا ایده خود را به محصولی در دنیای واقعی تبدیل کنند. در این نوشته میخواهیم مفهوم و مراحل طراحی محصول را به زبانی ساده و کاربردی شرح دهیم. این مراحل به استارتاپها کمک میکند تا با رویکردی نظمیافته به توسعه محصول و یا تبدیل ایده به محصول بپردازند.

 

طراحی محصول چیست؟

به دست آوردن سهم مناسبی از بازار در دنیای پررقابت امروز، تفاوتهایی اساسی با گذشته دارد. بهطور معمول امروزه حتی در غیررقابتیترین بازارها نیز، محصول شما با رقبایی روبرو است.

به همین دلیل حتی برای طراحی و تولید سادهترین محصولات نیز، وجود متخصصین و تیمهای طراحی محصول امری ضروری به نظر میرسد. تیمهای طراحی محصول بنابر میزان پیچیدگی محصول، ممکن است از افراد گوناگونی تشکیل شود.

طراحان گرافیک، متخصصین تجربه کاربری UXو برنامه نویسان، طراحان صنعتی، متخصصان بازاریابی، تحلیلگران کسبوکار، مدیران و… همگی میتوانند اعضای چنین تیمی باشند. شاید بتوان گفت فرآیند چند مرحلهای طراحی محصول، محل اتصال دانش مهندسی، مدیریت و طراحی است؛ و هدف از این اتصال، درک و کشف این نکته است که محصول نهایی، چگونه به نظر میرسد؛ چه حسی دارد؛ چه وظایفی را انجام میدهد و این وظایف را چگونه انجام میدهد.

 

 

 

 

عناصر طراحی محصول

شکل ظاهری، عملکرد و کیفیت، سه عنصر اساسی در طراحی محصول هستند. اگر میخواهید محصول شما قدرت رقابت مناسبی داشته باشد؛ باید به هر سه عنصر توجه کافی داشته باشید. البته در هر صنعت و در هر محصولی، درجه اهمیت این عناصر با یکدیگر متفاوت است. منظور از شکل ظاهری، داشتن ظاهری جذاب و پذیرفتنی است. از نظر عملکردی محصول باید به سادگی قابل استفاده بوده و دقیقا نیاز کاربر را برطرف کند. از نظر کیفیت نیز مواردی مانند میزان دسترسپذیری، کیفیت ساخت و امنیت، مهمترین مواردی است که باید در نظر گرفته شود.

 

الزامات طراحی محصول

در طراحی محصول الزمات گوناگونی وجود دارد؛ که وابسته به مخاطب هدف محصول شما است. در این زمینه میتوان دو دستهبندی کلی داشت.

 

 

–  دسته اول محصولاتی هستند که برای بیشترین مخاطبان ممکن طراحی شدهاند. در این دسته از محصولات، تعیین اینکه فرد استفادهکننده دقیقا چه ویژگیهایی دارد؛ تقریبا غیرممکن است. همین موضوع نیز موجب مبهم بودن الزامات طراحی محصول میشود. بنابراین طراحان محصول به سراغ الزامات کلیتر میروند. مثلا برای یک اپلیکیشن موبایل در این شرایط، سازگاری با آخرین نسخه سیستم عاملهای موبایل، سرعت در انجام کار و انجام صحیح وظیفه مدنظر، الزامات طراحی محصول هستند.

 

 

–  دسته دوم محصولاتی هستند که دقیقا برای نیازهای خاص مشتریان طراحی شدهاند. در این شرایط معمولا الزامات محصول به جزئیات بیشتری میپردازد؛ و محصول بنابر مشخصات مورد نیاز مشتری طراحی میشود. مثلا در طراحی همان اپلیکیشن موبایل، طراحی چندین وایرفریم wireframeکه با تمامی نیازهای شناسایی شده مشتریان مطابقت دارد؛ راهکاری برای باز گذاشتن دست مخاطب در انتخاب گزینه دلخواه و یافتن الزامات دقیقتر است.

 

 

 

اهداف طراحی محصول

هدف هر کسبوکاری از طراحی محصول، ارائه ارزشی است که برای مشتریان، خود کسبوکار و سایر ذینفعان، مورد پذیرش باشد. بنابراین هدف از اجرای فرآیندی مشخص برای طراحی محصول، کسب اطمینان از عملکرد صحیح و سودمندی محصول، با توجه به ارزش مطرح شده است.

 

ده مرحله از فرآیند طراحی محصول

معمولا فرآیند طراحی محصول از بحث پیرامون ساختن آن آغاز میشود. یافتن مشکلات مصرفکننده، پیشنهاد راهحل برای آنها، مستندسازی مشخصات فنی محصول، تعریف عملیات اجرایی طراحی محصول و در نهایت آزمایش و اصلاح محصول، سایر مراحل انجام کار است. برای نظم دادن به مسیر تشریح شده، میتوان یک فرآیند استاندارد ۱۰ مرحلهای را به شرح زیر تعریف کرد.

 

 

 

 

طوفان فکری و دریافت مشاوره

طوفان فکری Brainstormingروشی جذاب برای حل مشکلات و یافتن راهکارهای تازه است. این روش برای اولین بار در سال ۱953 میلادی مطرح شد؛ و هنوز هم ابزاری جذاب برای انجام این کار است.

طراحی هر محصولی، با هدف حل مشکلی مشخص است. بنابراین یافتن بهترین ایدهها برای حل مشکل نیز اولین قدم در مسیر طراحی محصول است. در روش طوفان فکری شما نیازمند دو گروه هستید. گروه اول شامل افرادی است که برای حل مشکل، ایدههای خود را مطرح میکنند. گروه دوم نیز به پردازش ایدههای مطرح شده و اعتبارسنجی آنها میپردازند.

 

 

اجرای جلسه طوفان فکری شامل مراحل زیر است:

این جلسه با طرح مشکل و نیاز به ایجاد محصول برای حل آن توسط مدیر جلسه آغاز میشود.

گروه ایدهپرداز حاضر در جلسه در مجموعهای از گفتگوهای متوالی به طرح ایدههای خود مشغول میشوند. این مرحله را باید خلاقانهترین مرحله جلسه دانست. در این گفتگوها لازم است هر ایدهای که به ذهن افراد خطور میکند؛ فارغ میزان کیفیت بیان شود. در اینجا کمیت ایدههای مطرح شده مهم است. در این جلسه پوچترین و غیراستانداردترین ایدهها میتوانند مطرح شوند. این جلسه فضای نقد و ارزیابی ایدهها نیست؛ و مدیر جلسه باید از وقوع چنین

 

فضایی جلوگیری کند. در نهایت ایدههای مطرح شده میتوانند نمونه ترکیبی یا تکامل یافته ایدههای قبلی نیز باشند.

 

 

–  در مرحله سوم ایدههای جمعآوریشده مورد ارزیابی و نقد قرار میگیرند. این مرحله بهتر است توسط تیم دوم انجام شود. هرچند ممکن است اعضای دو تیم با یکدیگر همپوشانی داشته باشند.

 

 

تعریف محصول و طراحی شناسنامه آن

در این مرحله باید ایدههای مناسب باقیمانده از جلسات طوفان فکری را در قالب یک محصول عملیاتی تعریف کنید. این محصول باید بتواند تعداد مشخصی از نیازهای مطرح شده را پوشش دهد. در واقع در این مرحله شما باید بهطور شفاف بیان کنید که محصول برای چه کاری ساخته میشود؛ چه کسی از آن استفاده میکند؛ و ساختار آن چگونه است.

 

 

انجام تحقیقات کاربر

تحقیقات کاربر و شناسایی پرسونای مخاطب Persona Audienceسومین مرحله طراحی

محصول است. این تحقیقات جنبههای گوناگونی دارد. بررسی حضور رقبا در بازار، شناسایی روندهای موجود در بازار، ارزیابی طول عمر محصول، بررسی محصولات مشابه و… از جمله این جوانب هستند. در این مرحله نقش تحلیلگران بازار و توسعهدهندگان کسبوکار پررنگ میشود.

مهمترین نتیجه این تحقیقات را میتوان شناسایی و ساخت پرسونای مخاطب و مشتری دانست. به زبان ساده در این مرحله شما باید مشخص کنید که مشتری محصول شما کیست و چه ویژگیهایی دارد. عواملی مانند جنسیت، سن، سطح درآمد، وضعیت تاهل، محل زندگی، موقعیت شغلی، مشکلات، خواستهها و نیازها از جمله مواردی هستند که تشخیص و تعریف آنها به شناسایی دقیق مشتریان بالقوه محصول شما کمک میکند.

 

ترسیم طرحهای اولیه

ترسیم طرحهای اولیه یا اسکچینگ Sketchingبه معنای به تصویر کشیدن ایده مدنظر روی کاغذ و در قالب یک محصول است. در محصولات نرمافزاری به طرح اولیه وایرفریم نیز گفته میشود. هدف از طراحی وایرفریم، ارائه یک ساختار تصویری ابتدایی و نمایش جایگذاری عناصر و ارتباط بخشها با یکدیگر است.

 

 

ساخت الگوی اولیه

منظور از ساخت الگوی اولیه Prototyping))، طراحی یک اسکلت ظاهری از محصول نهایی است. در این طراحی لزوما زیبایی ظاهری اهمیتی ندارد؛ و هدف اصلی نمایش قابلیتها، روشهای تعامل کاربر با محصول و شکل ظاهری اولیه آن است. به عنوان مثال رابط کاربری Interface Userیک محصول نرمافزاری، در مراحل اولیه طراحی، یک نمونهسازی اولیه است؛ که با وجود نداشتن قابلیتهای عملکردی نرمافزار نهایی، این قابلیتها را به خوبی به نمایش میگذارد.

 

 

تدوین مشخصات

حال که الگوی اولیه کار مشخص شده است؛ باید به سراغ تدوین لیست کاملی از مشخصات محصول بروید. علاوه بر این در تدوین این لیست باید تمامی نیازمندیهای محصول نهایی و راهحلهای انتخاب شده برای آن را ثبت کنید. همچنین اگر محصول شما نسبتا پیچیده است؛ بهتر است مواردی مثل مسئولیت افراد تیم، مهلت اجرای بخشهای مختلف محصول و هزینه اجرای هر بخش را تخمین بزنید. این وارد در مرحله توسعه محصول کار شما را سادهتر میکند.

 

 

تولید حداقل محصول پذیرفتنی

حداقل محصول پذیرفتنی MPVاولین نمونه محصولی است که توانایی ایجاد ارزش مدنظر و رفع نیاز کاربران را دارد. تولید چنین محصولی علاوه بر کاهش هزینهها، موجب افزایش سرعت

 

ورود شما به بازار و آزمایش محصول در این محیط واقعی میشود. همچنین بعد از ارائه این نمونه، میتوان تشخیص داد که آیا ایده اصلی محصول برای کاربران واقعی مفید و جذاب است؛ یا باید تغییراتی اساسی در آن داد.

 

 

آزمایش محصول نمونه

بهطور مشخص آزمایش محصول طراحی شده، برای یافتن معایب محصول و مغایرتهای احتمالی آن با الزامات تعیین شده است. همچنین آزمایش نمونه، فرصتی است که پیش از ورود گسترده محصول به بازار و با بهره بردن از یک گروه محدود از مشتریان، از کمیت و کیفیت مناسب محصول خود مطمئن شوید.

 

 

تولید و توسعه

تولید و توسعه نسخه نهایی محصول آخرین مرحله اجرایی طراحی محصول است. در این مرحله باید با استفاده از مستندات قبلی، مانند مشخصات فنی، وظایف، مسئولیتها، زمانبندیها، میزان بودجه و… کار تولید و توسعه محصول را آغاز کنید.

 

 

تضمین کیفیت

تضمین کیفیت یک مرحله بیشتر برای اطمینان از سلامت، کارایی و کیفیت محصول نهایی ارائه شده به مشتری است. البته این مرحله اغلب در محصولات فیزیکی که با مسئله تولید انبوه مواجه هستیم اهمیت دارد. برای حفظ کیفیت محصول، نظارت بر خطوط تولید و توزیع محصول یک اصل اساسی است. برای این کار تیمی با عنوان کنترل کیفیت QAتشکیل میشود؛ که معمولا به صورت اتفاقی، درصدی از محصولات را از هر نظر با نمونه اصلی تعریف شده مطابقت میدهد.

 

پرسونال برندینگ چیست؟

شاید پرسونال برندینگ Branding Personalتعریف خیلی سختی نداشته باشد. همان طور که از یک کسبوکار یا محصول برندی میسازیم که نهتنها شناختهشده است، بلکه اعتبار در بین مخاطبان دارد و از آن بهعنوان یک نام تجاری مطمئن یاد میکنند، برندسازی شخصی نیز همینگونه است.

 

 

در پرسونال برندینگ، شما روی خودتان کار میکنید و مهمترین موضوعی که باید به آن توجه کنید، پیشرفت و ارتقای خودتان است.

در پرسنال برندینگ، نام شماست که بهعنوان برند شناختهشده میدرخشد و در بین مخاطبان اعتبار کسب میکند. ضمن اینکه برندسازی شخصی باعث میشود مانند برندسازی تجاری درآمد شما از نام و اعتبار برندتان باشد.

 

 

برندسازی شخصی به چه دردی میخورد؟

متمایزشدن از دیگران

جلب اعتماد مخاطب

کسب فرصتهای گوناگون

خوب دیدهشدن!

 

 

برندسازی شخصی کمک میکند خودتان را به بهترین شکل ممکن معرفی کنید. به زبان سادهتر، کمک میکند اطلاعات و روایتها درباره ٔ شما و اهدافتان را بهخوبی کنترل کنید.

 

ساختن برند شخصی در ۷ مرحله

 

 

مرحله ٔ اول: خودتان را بشناسید!

 

 

–  نقاط قوت و ضعف شما چیست؟

–  به کدامیک از مهارتها و احساسات خود بیشتر افتخار میکنید؟

–  چه پروژههایی به شما انرژی میدهد؟

–  به چه موضوعاتی بیشتر علاقه دارید؟

–  اثری که میخواهید در دنیا یا در حوزۀ کاری خود داشته باشید، چیست؟

–  ویژگی مشترک افرادی که شما را تحسین میکنند، چیست؟

–  چه چیز به شما انگیزه میدهد که صبح از خواب بیدار شوید و سر کار بروید؟

 

 

 

 

مرحله ٔ دوم: مخاطب موردنظرتان را مشخص کنید

وقتی میخواهید برند شخصی داشته باشید، نمیخواهید در بین تمام مردم مشهور شوید؛ چون برای شما فایده ندارد! باید در میان کسانی شناخته شوید که به شما نیاز دارند.

شما نمیتوانید همه را راضی کنید و در نقطه ٔ مقابل هم مردم به کسی که ادعا میکند همهچیز را بلد است، اعتماد نمیکنند.

میتوان گفت شما نهتنها باید بدانید چه کسی هستید، بلکه باید بدانید برای چه کسی مفیدید!

 

 

مرحله ٔ سوم: گزاره ارزش خودتان را تعریف کنید

 

مردم چرا باید به شما توجه کنند؟ گزاره ارزش برند شخصی نشان میدهد شما چه نیازی از آنها را برآورده میکنید یا چگونه زندگی آنها را بهبود میبخشید. به این ۲ نمونه نگاه کنید:

 

 

–  من برای شما وبسایت میسازم!

–  من به کسبوکارهای کوچک کمک میکنم فروش آنلاین خود را با ساختن وبسایت و

سئو افزایش دهند.

 

 

گزینه ٔ دوم همان چیزی است که باید به مردم نشان دهید!

میتوانید با مشتریها و مخاطبان فعلی خودتان هم صحبت کنید تا ببینید چرا شما را انتخاب کردهاند. گاهی اوقات، شما فکر میکنید آنها به تجربه ٔ ده ساله ٔ شما اعتماد کردهاند؛ ولی ممکن است آنها شما را بهدلیل راهنماییهای سریع و رفتار محترمانه انتخاب کرده باشند.

 

 

 

 

مرحله ٔ چهارم: تگلاین خودتان را مشخص کنید )اختیاری(

 

 

تگلاین داشتن، ضروری و اجباری نیست؛ اما برای برند شما یک دارایی ارزشمند بهحساب میآید.

تگلاین چیز پیچیده و سختی نیست و دقیقاً نشان میدهد قرار است چه چیزی ارائه کنید. همین سادگی هم باعث میشود در ذهن مخاطبان بماند. چند نمونه را با هم بررسی کنیم؟

 

 

–  ارزانتر سفر کنید!

–  دانشآموز بهتری شوید!

 

–  با بودجه ٔ محدود بهتر زندگی کن!

–  بازاریابی محتوایی را رایگان یاد بگیرید!

 

 

مرحله ٔ پنجم: هویت و لحن برند شخصی را تعریف کنید

فکر کنید یکی از دوستانتان میخواهد شما را برای کسی که تابهحال یکدیگر را ندیدهاید، طوری توصیف کند که تحتتأثیر قرارش دهد. با چه کلماتی این کار را میکند؟

مثلًا شما را کارآفرینی جسور، جدی و پرانرژی تعریف میکنند یا کارآفرینی باتجربه، شوخطبع و مصمم؟

این کلمات، همان چیزی است که شخصیت برند شما را تعریف میکنند؛ بنابراین باید بدانید قرار است چگونه دیده شوید.

 

 

در کنار این کلمهها، باید به ظاهر و لحن خود هم فکر کنید. یکپارچگی در شکلگیری هویت برند بسیار نقش دارد؛ پس به موارد زیر دقت کنید:

 

 

–  رنگها )پالت مشخصی داشته باشید(

–  فونتها )از یک یا دو فونت استفاده کنید(

–  لوگو )در همهجا منتشر میشود و یادآور نامتان است(

–  تصاویر و المانهای بصری )از چه نوع تصویری و المانی استفاده میکنید که مردم با دیدن

آنها، به یاد شما میافتند(

 

مرحله ٔ ششم: خودتان را پروموت کنید

گزینههای مختلفی برای این کار وجود دارد:

 

 

– شبکههای اجتماعی

– ایمیل

– وب سایت شخصی

 

 

 

 

مرحله ٔ هفتم: از برند خودتان مراقبت کنید

-ریسکپذیر باشید؛

-به دوستداران خود اهمیت بدهید؛

-قانونشکنی نکنید، بلکه قوانین تازه بسازید؛

-با مخاطبان تعامل داشته باشید )نظر آنها را مدام جویا شوید(؛

-استراتژیهای خود را ارزیابی کنید و ببینید چه چیزی باعث شده است که به هدفتان نرسید؛

-صادق باشید.

 

۷ تکنیک کاربردی برای برندسازی شخصی

.۱ خودتان باشید!

.۲ در شبکههای اجتماعی حضور پررنگی داشته باشید

.3 محتوای ارزشمند تولید کنید

.۴ ارزش اضافی ارائه کنید

.5 ثابتقدم باشید

.۶ از شبکهسازی غافل نشوید

.۷ مردمدار باشید

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *